جان را بہ کوئے دوست روان می کنیم ما
جان را بہ کوئے دوست روان می کنیم ما
یعنی که کار عشق به جان می کنیم ما
مطرب اگر آرزوی تو فریاد ما بود
مانند نی بہ دیده فغان می کنیم ما
مشهور در سواد جہان از سخن شدیم
ہمچون قلم، سفر بہ زبان می کنیم ما
نتوان چو زاہد از ره خشکی بہ کعبہ رفت
کشتی بہ بحر باده روان می کنیم ما
ما را چو شمع مرگ بود خامشی غنیؔ
اظہار زندگی بہ زبان می کنیم ما
Additional information available
Click on the INTERESTING button to view additional information associated with this sher.
About this sher
rare Unpublished content
This ghazal contains ashaar not published in the public domain. These are marked by a red line on the left.